تبليغاتX
.

وبلاگ گروهی بچه های صنایع غذایی دانشگاه آزاد مهاباد






! شاگرد های مهندس ربیعی توجه کنند ! 

دانشجویانی که با آقای ربیعی زبان عمومی برداشتند توجه کنند که آقای ربیعی تکلیف نوروزی داده و انجام دادن اون اختیاری ست ولی اگر مورد قبول واقع گردد 3 نمره به نمره پایان ترمتان اضافه خواهد شد .

تکالیف بر این قرار است:

_ تعطیلات نوروز چه کردید شرح دهید(به انگلیسی)

_فلسفه یا تاریخچه نوروز را از منبع دلخواه به انگلیسی بنویسید

 

در مورد گزینه ی دوم باید عرض کنم که می توانید از مطلب زیر که فلسفه نوروز است انتخاب نمائید و به انگلیسی ترجمه کنید :

 

نمونه اول:  (برگرفته از اﻳﺮنا )

نوروز جشن شکوهمند ايران باستان،گويای پيشينه تابناک ميهن ما و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی قوم ايرانی ست.نوروز که قرن هاي دراز است بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد از آن روست که يک قرارداد مصنوعی اجتماعی و يا يک جشن تحميلی سياسی نيست ،جشن جهان است و روز شادماني زمين ،اسمان و آفتاب و جوش شگفتيها و شور زدنها و سرشار از هيجان هراغاز.
خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت است.عظمت و شکوه خيال انگيز اين جشن ملی پرنده فکر ايراني ميهن پرست و علاقه مند به سنت های ديرين را در عالم بی انتهای انيشه به پرواز درآورده و به سوی گذشته هايش مي کشاند.
ابوريحان بيرونی در (التفهيم) در پاسخ به اين سوال که نوروز چيست مي نويسد:
«نخستين روز است از فروردين ماه و زين جهت روز نو نام کردند زيرا که پيشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز ، همه جشن هاست و ششم فروردين ماه نوروز بزرگ دارند، زيرا که خسروان بدان پنج روز حقهاي خشم و گروهان بگزاردندي و حاجتها روا کردندي ،آنگاه بدين روز ششم خلوت کردندي ،خاصگان را و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آنست که اول روزي ست از زمانه و بدو فلک آغازيد گشتن.»
در نوروز نامه منسوب به خيام آمده است که:
«سيي نهادن نوروز آن بوده است که چون دانستند آفتاب را دو دور بوده ،يکی آن که سيصد و شصت و پنج روز و ربعی از شبانه روز به اول دقيقه حمل باز آيد ،به همان وقت که هر روز رفته بود بدين دقيقه نتواند آمدن ،چه هرسال از مدت همی کم شود.چون جمشيد اين دو را در يافت نوروز نام نهاد و جشن آيين آورد.پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.»
ابو ريحان در آثار الباقيه می نويسد:
«برخی از علمای ايرانی می گويند سبب اينکه اين روز را نوروز می نامند اين است که در ايام تهمورث صائبه آشکار شدند و چون جمشيد به پادشاهی رسيد دين خود را تجديد کرد و اين کار خيلي بزرگي به نظر آمد و آن روز را که روز تازه اي بود ،جمشيد عيد گرفت.»
بلعمي در ترجمه تاريخ طبري ،تاليف ابو جعفر محمد بن جرير بن يزيد طبري درباره پيدايش نوروز گفته ند:
«در زمان قديم مثلا در دوره ساساني يا اشکاني کسر سال را
۶ ساعت تمام حساب مي کردند .بنا براين در هر ۴ سال متوالي جمع اين کسر هاي سالانه به يک روز مي رسيد .براي اينکه آغاز سال از آن موقع طبيعي يعني اول تابستان که منسوب به زرتشت بود تجاوز نکند،به جاي آنکه هر چهار سال يک روز به سال چهارم مثل اين ايام بيفزايند و آن را کبيسه کنند هر ۱۲۰ سال مي افزودند از حمع اين ربعها يک ماه درست مي کردند و به سال مي افزودند و آن ماه را ماه کبيسه مي گفتند.بنابراين در هر ۱۲۰ سال محل نوروز از اول تابستان تا اول برج جوزا تغيير مکان پيدا مي کرد و در سال صد و بيستم دوباره برمي گشت به جاي خودش.
بعد از سلطنت يزدگرد و انقراض دولت ساساني ديگر کسي اين حساب کبيسه را نگاه نداشت .در نتيجه نوروز هر
۱۲۰ سال يک ماه جلو افتاد.تا اوايل سلطنت محمود غزنوي ،اول فروردين با اول برج حمل منطبق شد و نوروز از جاي قديم خود که اول تابستان باشد به اول حمل که آغاز فصل بهار است منتقل شد.»


معنا و فلسفه هفت سین:
سبزه: تولد دوباره
سمنو: ثروت
سنجد: عشق
سیر: دارو
سیب: زیبایی و سلامت
سماق: رنگ طلوع آفتاب
سرکه: سن و صبر
سنبل: آمدن بهار
سکه: ثروت

 

نمونه دوم : (برگرفته شده از وﻳﻜﻰ پد ﻳﺎ )

به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فره‌وشی (سرزندگی) اشاره دارد که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی می‌کند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها می‏روند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.

روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالی‏که مردم او را روی شانه‏های خود حمل می‏کردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.

در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس )آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می باشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشاره‌ای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می کرد.

همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می گفتند، آنها را برنمی داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام می گذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا می‌شود.

در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب می پاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده می‌شود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوه‌ترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.

نوشته شده توسط سیامک نقی زاده | لینک ثابت | موضوع: اطلاعات عمومی |